به کجا پناه ببریم
دوشنبه 20 خرداد ماه سال 1387 ساعت 2:32 PM
یک کلیپ مستند درباره حمایت از حیوانات و محیط زیست ایران دوست خوبمان آقا محسن زحمت کشیدن و تهیه کردند که من لینک دانلودشو براتون میزارم حتما ببینید
در صورت به روز نبودن فلش پلیر و اجرا نشدن فایل swf می تونید فایل exe رو دانلود کنید .
حجم فایل swf : 1.78 mb

http://www.4shared.com/file/50632040/46861853/In_our_planet__swf_.htm

حجم فایل exe : 2.60 mb

http://www.4shared.com/file/50632039/701b3630/In_our_planet__exe_.html
del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
دوشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 3:27 PM
بعد از مدتها سکوت و خواندن مطالب تلخ به مقوله شکار برخوردم این مساله مرا که حتی توان
دیدن مرگ مورچه ای را ندارم بسیار آشفته کرد و بدین سبب تصمیم به نوشتن گرفتم .
دوستانی بدلیل ارتباط بنده با چند شکارگر بیفکرانه مرا متهم کردند ولی آیا تحقیق در مورد
ندانسته ها حتی اگر با روحیه ما سازگار نباشد کار نادرستی ست ؟
البته قصدم از نگارش این مطلب پاسخ به این اتهام نمیباشد و فقط میخواهم به واقعییت شکار بپردازم .
در زبان فارسی جانداری که صید میکند شکاری و آنکه صید میشود شکار است و در نهایت همه شکارها خود شکاری هستند و همه شکاری ها خود شکار .
کما اینکه انسان نیز از بدو نمود در عالم وجود هم شکار بوده است و هم شکاری و چون توانسته
است ابزار شکار را و به تعریفی اندامهای شکاری خود را توسعه دهد به ترتیبی که امروز و از خیلی
وقت پیش اشارت انگشت او تا امتداد برد موثر گلوله های نابکار و گاهی درست بکار ادامه پیدا کند
و در مفاهیم کلام حتی همنوعان خود را شکار میکند .

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که ضعیف درنظام طبیعت پایمال است

ولی همه قدرتها نیز در نهایت شکارند شاید جنبه بالینی و دیداری نداشته باشد اگر اندکی ژرف نگری کنیم متوجه میشویم که همه موجودات عالم وجود بر هر میزان که قد برافراشته اند یا تیز چنگال و باد پیما بوده اند همیشه به
ترتیب اولویت تا لحظه امحاء در مهلکه شکار شکاریان درشت اندام تا موجودات ذره بینی قرار گرفته اند .بنابر این نفی نفس شکار در کلییت نفی واقعییت است و نفی واقعییت موجب عدم نیست .
پس آنچه ما میتوانیم به عنوان دوستداران محیط زیست که عالم حیوانات زیر مجموعه کوچکی از آن محسوب میشود ، بکار بندیم در عین پذیرش واقعییت برای حفظ باقیمانده این حیوانات که زینت عالم وجود محسوب میشوند از طریق کمکهای عقلانی و موثر و نه احساسی و گاها مخرب ، تلاش خود را بکار بندیم که صد البته دستمایه کسانیکه در
تلاش معاش در حرفه ای دیگر در جامعه شهری دچار مشکلات تامین خویش اند حداکثر میتواند تلاشی فرهنگی باشد .

************************************************************************
در کشوری زیست میکنیم که فقر حاکم اوست و مردمان برای ادامه بقای خود دست به هر کاری میزنند و فقط برای اینکه زنده بماند آیا در چنین جامعه ای که مردمانش گرسنه اند میتوان توقع داشت نام دیگری جز شکار بر حیوانات بگذارند ؟ حیواناتی که امروز انسان بیشرمانه آنها را از آن خود میداند و می پندارد خداوندی این جانداران بی پناه را به او بخشیده تا از آنها تغذیه کرده و با بیرحمی تمام از پوست و گوشت و استخوان زنده و مرده آنها بهره ببرد .
محیط بانان که امروز برای ما اینقدر عزیز و گرانقدر هستند نیز روزی نامشان شکاربان بوده است . شکاربان به معنای محافظ و نگهدارنده شکار ، در ایران خود نیز شکارگر است و بدون شکار قادر به گذراندن امورات خود نیست ! در کشوری که شکاربانانش مجبور به شکارگری میشوند چه توقعی از بقیه میتوان داشت ؟ فرق جوامع پیشرفته با ما اینست که ما برای داشتن تکه نانی مینالیم و آنها نگران طعم سس استیکشان هستند ! اگر از حیوانات و طبیعتشان محافظت میکنند زیرا غم دیگر ندارند و ما جایز به مقایسه خود با آنها نیستیم .
مطلبی که چندیست ذهنم را مشغول کرده شکار تروفه یا همان کشتن پیر گله است که بقول دوستی خوردن حق گرگ و پلنگ و یوز ! ولی آیا به این فکر کرده اید که در مناطق به اصطلاح حفاظت شده ما که گله های آهو و کل و میش زیست میکنند آیا دیگر گرگ و پلنگ و یوزی باقی مانده است؟ حتی سگهای ولگرد را هم از این مناطق پاک کرده اند چه برسد به پلنگ و یوز در حال انقراض ! وقتی این گله ها از سر گرسنگی تا لب جاده ها آمده و بوسیله همین انسان گرسنه تغذیه میشوند آیا با خطرات جدیتری مواجه نمیشوند ؟ یا شکارچیان طبیعی آیا فرصتی برای شکار آنها پیدا میکنند؟(البته اگر به طور اتفاقی در چنین مناطقی شکارچی طبیعی وجود داشته باشد!) در این طبیعت دستخورده امروزی که انسان در تمام امورش دخالت کرده تا حدی که حیوانات وحشی نیز برای ادامه بقا محتاج وی شده اند راهی نیست جز سپردن مدیریت قانون طبیعت به خود انسان و اینجاست که میتوان این حقیقت تلخ را پذیرفت که شکار تروفه نیز میتواند کمکی به سلامت حیات جانوری باشد ...

************************************************************************

( پینوشت : در زبان فارسی استفاده از پسوند فاعلی "چی" میراث زبان ترکی مغولی است که از طریق استمرار حکومت ترکان مغول نسب از جمله قاجاریان به مناسبت اعطاء القاب "چی" به خدمه دربار در ایران باب شده است مانند آبدارچی ، بزچی ، چای چی و صدها نظایر آن مثل بسیاری از لغات در زبان محاوره ای جامعه تسری پیدا کرده است و
به اشکال مکتوب و مستند مانند اطلاق به نامهای فامیلی و صدها موارد دیگر جلوه کرده و تهدیدی برای زبان فارسی بوده است و هست به ترتیبی که در آخرین سریال پر بیننده و بقول علماء اعلام شیشه ای "فرهنگساز" از نام فامیلی شصت چی که نا مانوس ترین انواع "چی" شنیده شده تا کنون است حتی لغات اصیل زبان و فهم درست از کلمات قراردادی اجتماعی دیرینه زبان را دور از فهم نموده که از جمله اینان شکارچی است که واقعا چی بی موردی مصروف این کلمه خلاصه و مفهوم زبان فارسی است هر چند که ماهم ناگزیر شدیم از بسیاری کلمات عربی که معادل های
آن در زبان فارسی قابل دستیابیست و متاسفانه از اذهان بدور است استفاده کنیم . )
del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
شنبه 31 فروردین ماه سال 1387 ساعت 3:29 PM

برنامه جدید دولت برای مهار بحران مسکن در کشور
تامین مسکن به شکل ویلا با احداث باغ شهرها از ماه آینده آغاز میشود
در مرحله اول 24 هزار هکتار از منابع طبیعی کشور برای ساخت ویلا به افراد واگذار میشود
احداث باغ شهر یا باغ مسکونی در اطراف شهرهای 30 استان کشور جدیدترین برنامه دولت برای
ساماندهی بازار بدون سامان مسکن است.
دولت قصد دارد اینبار به جای اعطای زمین 99 ساله در خارج از کلان شهرها باغ و بوستان به متقاضیان واگذار کند
تا هم در این باغها برای خودشان خانه ای ویلایی بنا کنند و هم از باغ تحت تملکشان نگهداری و باغبانی کنند .
با اعلام تصویب طرح باغ شهر ها از سوی معاون عمرانی وزیرکشوربه نظر میاید دولت میخواهد با این طرح همه را شگفت زده کند !
ثبت نام برای فروش منابع طبیعی از ماه آینده شروع میشود
طرح باغ شهر عبارت است از : واگذاری بیش از یک میلیون و 500 هزار هکتار از مرغوبترین منابع طبیعی
کشور برای خانه سازی که در مرحله اول 24 هزار هکتار در سطح کشور اعلام شده است که 3 هکتار آن مربوط به تهران است
بر اساس این طرح مردم خواهند توانست با تملک هر هزار تا ده هزار متر مربه زمین از اراضی طبیعی داخل آنها بین 100 تا 500 متر مربع واحد مسکونی
ایجاد کنند . تنها تعهدی که شهروندان در قبال حق ویلا سازی در اراضی ملی دارند، توسعه و حفظ فضای سبز در این اراضی خواهد بود.
به عبارت دیگر دولت در ازای کاشت درخت و آبیاری 900 متر مربع زمین ، اجازه ساخت 100 متر مربع ویلا را در آن میدهد.
توجیه این طرح از سوی دولت در وهله اول شکستن قیمت مسکن و کنترل آن و در وهله دوم توسعه فضای سبز در کشور است .
البته به نظر میرسد هدف اول از اهمیت خیلی بیشتری برخوردار است .
البته این طرح مخالفانی هم دارد ، از جمله کارشناسان محیط زیست .
آنها میگویند تجربه طرح های مشابه نشان داده است که این طرحها عملا هرگز به توسعه فضای سبز منجر نشده ،بلکه تخریب گسترده چشم اندازهای طبیعی و وارد آمدن استرس شدید به چشم اندازهای طبیعی کشور را به دنبال خواهد داشت .
تیر خلاص به محیط زیست
یکی از کارشناسان محیط زیست گفت این طرح تیر خلاص به محیط زیست ایران محسوب میشود و قطعا ضرر بسیاری به گستردهطبیعت وارد خواهد کرد و زیانها و تخریب آن قطعا بیشتر از طرحهای مشابه خواهد بود که قبلا توسط وزارت کشور اجرائی شده و همه به دلایل بسیار مخرب زیست محیطی متوقف شده است.
وی با اشاره به اینکه در هیچ کجای دنیا به این سادگی اجازه تغییر کاربری اراضی طبیعی داده نمیشود ، گفت فقط در ایران است که به این سادگی حل مشکل سکونت به جای پاسخ منطقی آن که توسعه ساخت و ساز در محدوده
شهرها است ،به طبیعت ارجاع میشود .
و یکی از کارشناسان منابع طبیعی نیز گفت : اساسا این اراضی دارای پوشش گیاهی درختی نیستند ، چرا باید به اجبار در آنجا درخت کاشت و اساسا آب لازم برای آنها از کجا تامین میشود؟
و در آخر اینکه زمینهای تحت مالکیت دولت به صورت مزایده برای فروش به عموم از ماه دیگر ارائه میشود ....

فاتحه برای محیط زیست و حیوانات ایران فراموشتان نشود .
del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo